در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
compaction (level of)
سطح تراکم، درجه فشردگی
compaction (rato of)
نرخ تراکم، میزان تراکم
compaction (state of)
وضعیت تراکم
compaction drum
غلتک متراکم کننده
compaction equipment
تجهیزات تراکم (کوبیدن)
compaction index
شاخص تراکم
compaction roller
غلتک تراکم
compactor
متراکم کننده، تخماق، کوبنده، غلتک
compactor (gyratory shear)
متراکمکننده برش دورانی، غلتک برش دورانی
company
شرکت، کمپانی، گروه، دسته، مصاحبت، معاشرت، همراهی
company (affiliated)
شرکت وابسته، شرکت تابعه
company (bus)
شرکت اتوبوسرانی
company (electric)
شرکت برق
company (insurance)
شرکت بیمه، کمپانی بیمه
company (leasing)
شرکت لیزینگ، شرکت اجارهدهنده
company (limited - ability)
شرکت با مسؤولیت محدود
company (motorway concessionary)
شرکت صاحب امتیاز آزادراه
company (oil)
کمپانی نفتی، شرکت نفت
company (parten)
شرکت مادر
company (public limited)
شرکت سهامی عام (بریتانیا)
company (statutory)
شرکت قانونی
company (utility)
شرکت خدماتی (برق، آب، گاز و ...)
comparative
مقایسهای، تطبیقی، سنجشی، نسبی
comparative figure
رقم مقایسهای
comparative test
آزمایش مقایسهای
comparative value
ارزش نسبی
compartment
قسمت، بخش، کوپه (قطار)، کابین، اتاق (کشتی)
compartment (passenger) [vehicle]
محل نشستن مسافر [وسیله نقلیه]
compass
قطبنما، جهتیاب، حد، مرز، پیرامون، دامنه، گستره، وسعت، احاطه کردن
compatibile microcomputer
ریزرایانه سازگار
compatibility
توافق، سازگاری، هماهنگی، تناسب
compatibility (equipment)
سازگاری تجهیزات، هماهنگی تجهیزات
compatibility (movement)
سازگاری جباجایی، هماهنگی حرکت
compendium of laws
رساله قانون، کتاب قانون
compensate v/
جبران کردن، خسارت دادن، غرامت دادن، پاداش دادن، ترمیم دادن، تعدیل کردن، تصحیح کردن
compensated error
خطای تعدیل شده
صفحه 139 از 741