در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

compactor

متراکم کننده، تخماق، کوبنده، غلتک

company

شرکت، کمپانی، گروه، دسته، مصاحبت، معاشرت، همراهی

comparative

مقایسه‌ای، تطبیقی، سنجشی، نسبی

compartment

قسمت، بخش، کوپه (قطار)، کابین، اتاق (کشتی)

compass

قطب‌نما، جهت‌یاب، حد، مرز، پیرامون، دامنه، گستره، وسعت، احاطه کردن

compensate v/

جبران کردن، خسارت دادن، غرامت دادن، پاداش دادن، ترمیم دادن، تعدیل کردن، تصحیح کردن

«‹ ۱۳۷  ۱۳۸  ۱۳۹ ۱۴۰ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۳۹ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰