در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

collection (data)

گردآوری داده‌ها، جمع‌آوری داده‌ها، مجموعه داده‌ها

collective a/

جمعی، گروهی، اشتراکی، دسته‌جمعی، همگانی

collectivity

اشتراک، حالت گروهی یا اشتراکی، همگان، عموم مردم

collector

تحصیل‌دار، مأمور وصول، مأمور دارایی، کلکسیونر، جمع‌کننده، مأمور بلیط (در راه‌آهن و ...)

collector (tax)

مأمور وصول مالیات، تحصیل‌دار مالیات

college

دانشکده، مدرسه عالی، کالج، مجمع، انجمن، هیأت، شورا

collide v/

برخورد کردن (دو خودرو)، تصادف کردن، به هم خوردن، تصادم کردن، در تضاد بودن، مغایر هم بودن

collision

برخورد، تصادف، تصادم، درگیری، اختلاف، تضاد

collision (side)

برخورد از پهلو، تصادف کناری، برخورد جانبی

صفحه  134  از  741