در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
closed
بسته، مسدود (راه)، بند، گرفته (لوله)، تعطیل
closed access
دسترسی مسدود (شده)
closed circuit television
تلویزیون مدار بسته
closed hydrocarbon concrete
بتن هیدورکربنی بسته
closed lane
مسیر مسدود، خط عبوری مسدود
closed loop
حلقه بسته، لوپ بسته، مدار بسته
closed to traffic (road)
راه به روی ترافیک عبوری بسته راست، راه بسته شده به روی ترافیک
closed – textured surface
سطح ریز بافت، سطح با بافت بسته (با ریزدانه زیاد)
closing [cavity]
بستن، انسداد [حفره]
closure
انسداد، بستن، پایان، انتها، خاتمه
closure (access)
انسداد دسترسی، بستن دسترسی
closure (lane)
بسته بودن خط عبوری
closure (road)
انسداد راه، بسته شدن راه
closure warning
اخطار بسته بودن (راه)
clothing
لباس، پوشش، جامه
clothing (working)
لباس کار
clothoid
قوس کلوتوئید
cloud
ابر، خیل، توده، لکه، سیاهی، ابرگرفتن، تیره کردن، کدر کردن، تاریک شدن
cloud (thunder)
ابر طوفانزا
cloverleaf interchange [USA]
تقاطع غیرهمسطح شبدری [اصطلاح آمریکایی]
cloverleaf intersection
تقاطع شبدری
cloverleaf junction
تقاطع شبدری، چهارراه شبدری
clump
کپه، دسته، انبوه
clump of trees
گروه درختان
cluster
خوشه، گروه، دسته، انباشت، تراکم، جمع شدن، دسته شدن، گرد آمدن
cluster houses
مجموعهای از منازل با امکانات مشترک (استخر، سالن ورزش و ...)
cluster of accidents
تراکم تصادفات، انبوهی تصادفات
cluster of trees
گروه درختان
clutch
کلاچ (اتومبیل)، محکم کردن، چنگ زدن
clutch lever
اهرم کلاچ
clutch pedal
پدال کلاچ
clutter
آشفتگی، درهم برهمی، شلوغی، بینظمی
clutter (visual)
شلوغی دید، بینظمی بصری
co - author
مؤلف همکار
co – pilot
کمک خلبان
coach
اتوبوس (بین شهری)، کالسکه، ارابه، واگن (راهآهن)، درشکه، مربی، معلم خصوصی، درس دادن
صفحه 130 از 741