در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

closed

بسته، مسدود (راه)، بند، گرفته (لوله)، تعطیل

closed loop

حلقه بسته، لوپ بسته، مدار بسته

closed to traffic (road)

راه به روی ترافیک عبوری بسته راست، راه بسته شده به روی ترافیک

closure

انسداد، بستن، پایان، انتها، خاتمه

cloud

ابر، خیل، توده، لکه، سیاهی، ابرگرفتن، تیره کردن، کدر کردن، تاریک شدن

clump

کپه، دسته، انبوه

cluster

خوشه، گروه، دسته، انباشت، تراکم، جمع شدن، دسته شدن، گرد آمدن

cluster houses

مجموعه‌ای از منازل با امکانات مشترک (استخر، سالن ورزش و ...)

clutch

کلاچ (اتومبیل)، محکم کردن، چنگ زدن

clutter

آشفتگی، درهم برهمی، شلوغی، بی‌نظمی

coach

اتوبوس (بین شهری)، کالسکه، ارابه، واگن (راه‌آهن)، درشکه، مربی، معلم خصوصی، درس دادن

«‹ ۱۲۸  ۱۲۹  ۱۳۰ ۱۳۱ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۳۰ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰