در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

civic a/

مدنی، شهری، وابسته به شهر و شهروندان و شهرزیستی

civil a/

اجتماعی، مدنی، داخلی، درون‌مرزی، کشوری، غیر نظامی

civilization

تمدن، مدنیت، شهر زیستی، شهرنشینی، متمدن شدن

claim

ادعا، مطالبه، دعوی، طلب، درخواست، تقاضا، خسارت، ادعای خسارت (بیمه)، ادعا کردن، مدعی شدن، خواستن، طلب کردن، خسارت خواستن، ادعای خسارت کردن

clamp

پنس، گیره، بست، قید، بند، لای گیره گذاشتن، در قید گذاشتن، پنس زدن، بست زدن، بند زدن

class [category]

دسته، گروه، طبقه، رتبه، رده، نوع، مقوله، طبقه‌بندی، رده‌بندی

«‹ ۱۲۴  ۱۲۵  ۱۲۶ ۱۲۷ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۲۶ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰