در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

subscriber

آبونه، مشترک (مجله، روزنامه)، اعانه‌دهنده، کمک‌دهنده

subscription

حق اشتراک، آبونمان، حق عضویت، کمک، کمک مالی، اعانه، امضای زیرنویس

subside

فروکش کردن، فرو نشستن، پایین رفتن (آب)، نشست کردن (خاک، زمین)، آرام شدن، متوقف شدن (طوفان)

subsidence

فرونشست (زمین)، فروکش، فرونشینی، آرامش، توقف (طوفان)، فروکش کردن

subsidiary

فرعی، جنبی، تابع، وابسته، مؤسسه، تابع، واحد تابعه، شرکت وابسته

subsidize

کمک مالی کردن، اعانه دادن، یارانه دادن، سوبسید دادن

subsidized body

تشکیلات برخوردار از حمایت مالی (یارانه)

subsidy

کمک مالی، اعانه، یارانه، سوبسید

substance

ماده، جسم، واقعیت مادی، مایه، اصل، جوهر، اساس، محتوا

صفحه  947  از  1111