در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

station

پایگاه، مرکز، ایستگاه (رادیو، تلویزیون)، پست، ایستگاه راه‌آهن، ایستگاه قطار، ایستگاه اتوبوس، مقام، شأن، جا، محل، موضع، جایگاه، مستقر کردن، در جایی قرار دادن

station (broadcasting)

ایستگاه فرستنده رادیویی، ایستگاه فرستنده تلویزیونی

station (gas) [USA]

پمپ بنزین، جایگاه سوخت‌گیری [اصطلاح آمریکایی]

صفحه  926  از  1111