در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

start

شروع،‌ آغاز، اول، ابتدا، خط شروع، فرصت، شانس، امکان، راه افتادن، حرکت کردن، روانه شدن، عازم شدن، شروع شدن، شروع کردن، روشن شدن، استارت خوردن، (موتور)، پیش گرفتن (سفر)، بر پا کردن، تأسیس کردن، بنیاد نهادن

starter

استارت، شروع‌کننده، آغازکننده

starting

شروع کردن، راه‌اندازی، شروع، آغاز

starting (cold)

روشن کردن در حالت سرد، شروع در حالت سرد

state

وضع، وضعیت، حالت، حال، کشور، مملکت، سرزمین، ایالت، دولت، حکومت، دولتی، حکومتی، بیان کردن، اظهار داشتن، ابراز کردن، اعلام کردن، مشخص کردن، معین کردن، مقرر کردن

« ۹۲۲  ۹۲۳  ۹۲۴ ۹۲۵ »
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۲۴ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰