در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
staggered crossing
گذرگاه سرنیزهای
staggered floor cat park
پارکینگ طبقاتی نامنظم در ارتفاع
staggered junction
تقاطع ضربدری، تقاطع سرنیزهای
staggered pedestrian crossing
گذرگاه سرنیزهای عابر پیاده
staggered working hours
ساعات کار متناوب
staging
مرحلهبندی، فازبندی
staging (signal)
فازبندی چراغ راهنمایی، مرحلهبندی چراغ راهنمایی
staging arrangement [signal]
ترتیب مرحلهبندی [چراغهای راهنمایی]
staging design
طرح مرحلهبندی، طرح فازبندی
staging diagram
نمودار مرحلهبندی
staging order
ترتیب مرحلهبندی
stagnate
راکد شدن، راکد بودن، ساکن بودن، کساد شدن، بیرونق شدن
stagnation
رکود، کسادی
stagnation point
نقطه آرامش (هیدورلیک)
stain
لک، لکه، زنگ (فلزات)، لک کردن، رنگی کردن، رنگ کردن، رنگی شدن، رنگ گرفتن
stainless steel
فولاد ضد زنگ
stair
پله، پلکان، راهپله
stairs
پلکان
stairs (moving)
پلهبرقی
stake
تیر، تیرک، میله، میخ، میخ چوبی
staking [plants]
با دیرگ نگهداشتن [گیاهان]
staking [topography]
میخکوبی، پیاده کردن مسیر [توپوگرافی]
stalk
ساقه، میله
stall
اتاقک، دکه، کیوسک، غرفه، کابین، جایگاه
صفحه 921 از 1111