در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

spoil

مواد خاکبرداری، نخاله، خراب کردن، ضایع کردن، فاسد شدن، ضایع شدن

sponsor

ضامن، متعهد، کفیل، حامی، پشتیبان، بانی، حمایت کردن، ضامن شدن، ضمانت کردن، متعهد شدن، مسؤولیت به عهده گرفتن، برگزار کردن، سازمان دادن

sponsorship

حمایت مالی، کمک مالی، پشتیبانی، ضمانت

sport

ورزش، ورزشی، تفریح، سرگرمی

sporting

ورزشی، علاقمند به ورزش، ورزش‌دوست

spot

خال، لک، نقطه، جا، مکان، محل، منطقه

spot count

آمارگیری نقطه‌ای، شمارش نقطه‌ای

spotlight

پروژکتور، نورافکن، نورافکن نقطه‌ای، نور نقطه‌ای، کانون توجه، مرکز توجه، نور انداختن، روشن کردن، برجسته کردن، در کانون توجه قرار دادن

صفحه  915  از  1111