در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

spans (interconnected)

دهانه‌های به‌هم‌پیوسته، دهانه‌های یکسره (متصل به‌هم)

spare

اضافی، یدکی، زاپاس، اضافه، آزاد، خالی (وقت)، قطعه یدکی، رحم کردن، بخشیدن، ع فو کردن، معاف کردن، اختصاص دادن (وقت، پول)

spatial

فضایی، (مربوط به) فضا، ناشی از بُعد مسافتی، مکانی، وابسته به مکان

special

مخصوص، خاص، ویژه، به خصوص، استثنایی، قطار ویژه، ویژه‌نامه (روزنامه)، برنامه ویژه (رادیو، تلویزیون)

« ۹۰۶  ۹۰۷  ۹۰۸ ۹۰۹ »
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۰۸ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰