در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

slowdown

کاهش، نقصان، افت، کم‌کاری، کندکاری

slum

حلبی‌آباد، محله زاغه‌نشینان

slump

نشست، افت (بتن، ملات)

slurry

گل روان، گل حفاری، دوغاب

small

کوچک، کم، اندک، جزء، بی‌اهمیت، جزیی، ناچیز

small market town

شهر کوچکی که در آن در زمان‌های منظم بازار مکاره برگزار می‌شود.

صفحه  896  از  1111