در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
slag (blast furnace)
تفاله کوره بلند، روباره کوره بلند سرباره کوره آهنگذاری
slag (crushed)
روباره (سرباره) شکسته
slag (foamed)
سرباره اسفنجی، روباره اسفنجی
slag (granulated)
روباره دانه دانه شده
slag (lava)
سرباره آتشفشانی
slag (vitrified)
روباره شیشهای شده، سرباره شیشهای
slag (volcanic)
روباره آتشفشانی
slag heap
کپه روباره، توده سرباره
slag – bound graded aggregate
مصالح سنگی دانهبندی شده با چسبنده روبارهای
slag – bound granular materiel
مصالح دانهای با چسبنده سربارهای
slag – bound sand
ماسه با چسباننده سربارهای
slaked lime
آهک کشته، آهک شکفته
slate
سنگلوح، تختهسنگ، آردواز
slave
برده، بنده، مطیع، غلام، سخت کار کردن، جان کندن، زحمت کشیدن
slave controller
کنترل کننده، تابع، کنترل کننده فرعی
slave station
ایستگاه تابع، ایستگاه فرعی
sled (impact)
سورتمه ضربهای
sleep
خواب، خواب رفتن، خوابیدن
sleepiness
خوابآلودگی
sleeping policeman [USA]
سرعتگیر [اصطلاح آمریکایی]
sleet
برف و باران، برفابه
sleeve
غلاف (بتن مسلح)، بوشن (لولهکشی)
slender
بلند و باریک، کشیده، بلند و نازک
slenderness
لاغری، باریکی
صفحه 892 از 1111