در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

slab (ribbed)

دال دنده‌دار، دال تیرک‌دار (بتن مسلح)

slab faulting

جابجایی دال در امتداد درزها، گسلش دال

slack

شل، آزاد، لق، کساد، راکد، بی‌رونق، کم (تقاضا)، ساکن (آب‌وهوا)

slacking

کندی، کند شدن، کاهش یافتن

slag

سرباره، روباره، تفاله

صفحه  891  از  1111