در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

share

سهم، بخش، حصه، بهره، قسمت، تقسیم کردن، قسمت کردن، شریک شدن، سهیم شدن، شرکت داشتن، سهم داشتن، شریک بودن

shareware

نرم‌افزار به اشتراک گذاشته شده

sharing (car)

استفاده اشتراکی از خودرو، هم‌پیمایی

sharp

تیز، برنده، تند (پیچ، شیب)، ناگهانی، سریع، مشخص، دقیق، روشن، واضح، سوزدار (هوا)، نافذ (نگاه)، زیرک، زرنگ

shatter

خرد شدن، شکستن، از هم پاشیدن، متلاشی شدن، فرو پاشیدن، متلاشی شدن، خراب کردن، ضایع کردن

shear

برش، تغییر شکل برشی

صفحه  859  از  1111