در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

setting

گیرش (ملات، بتن)، فرش کاری، چیدن (بنایی)، تنظیم، نصب، کارگذاری

settle

مستقر شدن، مقیم شدن، اقامت گزیدن، ساکن شدن، سکونت گزیدن، قرار گرفتن، فرو نشستن، فروکش کردن، ته‌نشین شدن، رسوب کردن، به توافق رسیدن، پرداختن، تسویه کردن

صفحه  856  از  1111