در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

sector

بخش، محدوده، قطاع، ناحیه، منطقه

secure

مطمئن، محکم، استوار، قابل اعتماد، امن،‌ قطعی، محفوظ، ایمن، بی‌خطر، محکم بستن، محکم کردن، محافظت کردن، امنیت را تأمین کردن، تضمین کردن

securing

تعهدنامه،‌ ضمانت‌نامه، وجه‌الضمان، وثیقه، تعهد، ضمانت

security

امنیت، اطمینان، ایمنی، تأمین، تدابیر امنیتی، امنیتی، (مربوط به) امنیت

security (social)

تأمین اجتماعی، بیمه‌های اجتماعی، مستمری تأمین اجتماعی

sedimentation

تشکیل رسوب، ته‌نشینی، رسوب‌گذاری

see

دیدن، تماشا کردن، مشاهده کردن، ملاقات کردن، برخورد کردن، فهمیدن، درک کردن، تصور کردن، مصادف کردن، همزمان بودن

seed

دانه، تخم، بذر، تخم پاشیدن، بذر افشاندن

seeding

تخم‌پاشی، بذرپاشی، بذرافشانی

صفحه  847  از  1111