در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

scale model

مدل مقیاس، نمونه کوچک یا بزرگ شده

scan

به دقت از نظر گذراندن، بررسی کردن، دقیق شدن، اسکن کردن، نگاه اجمالی کردن

scater

متفرق شدن، پراکنده شدن (جمعیت)، متفرق کردن، پراکنده کردن، پخش کردن، ریختن، پاشیدن

scene

محل، محل وقوع، صحنه، وضعیت، منظره، چشم‌انداز

scenery

محیط، منظره، چشم‌انداز

schedule

برنامه، برنامه زمان‌بندی شده، جدول زمان‌بندی، جدول زمانی، ریز، لیست، فهرست، سیاهه، صورت، در برنامه گذاشتن، برنامه‌ریزی کردن، برنامه تهیه کردن

« ۸۳۶  ۸۳۷  ۸۳۸ ۸۳۹ »
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۸۳۸ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰