در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

sanitary a/

بهداشتی، مبتنی بر اصول بهداشت، (مربوط به) بهداشت

sanitation

بهداشت عمومی، سلامت عمومی، سازمان بهداشت، تأسیسات بهداشتی، سیستم تخلیه فاضلاب

satellite

ماه، قمر، ماهواره، قمر مصنوعی، (کشور) تابع، (کشور) وابسته

satisfaction

رضایت، رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی، برآوردن، رفع، موجب رضایت، اسباب رضایت، پاسخ مقتضی، جبران، تلاقی، تأدیه، بازپرداخت (قرض)

satisfy

راضی کردن، خشنود کردن، برآورده کردن، رفع کردن، قانع کردن، متقاعد کردن، ادا کردن، تأدیه کردن (قرض)

saturate

(در آب) خیساندن، کاملاً خیس کردن، پر کردن، انباشتن، اشباع کردن

صفحه  836  از  1111