در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

safe load

بار ایمن، بار مجاز (سازه)

safeguard

حفاظ، اقدام ایمنی، تدبیر ایمنی، نگهداری کردن، حفظ کردن، محافظت کردن، حفاظت کردن، حراست کردن

safely

بدون خطر، ایمن، صحیح، سالم، بااطمینان، مطمئناً، مسلماً، یقیناً

safety

ایمنی، اطمینان، سلامت، امنیت، بی‌خطری

صفحه  830  از  1111