در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
running out of petrol
تمام شدن بنزین
running phase
مرحله حرکت، فاز حرکت
running sand
ماسه روان
running speed
سرعت حرکت
running stage
مرحله اجرایی، فاز اجرایی
running surface
سطح حرکتی
running time
مدت حرکت
runoff
روانآب، جریان سطح، آبدوی (هیدرولوژی)
runoff coefficient
ضریب جریان سطحی، ضریب روانآب
runway
باند پرواز
runway (airfield)
باند فرودگاه
runway capacity
ظرفیت باند (فرودگاه)
runway marking
خطکشی باند (فرودگاه)
runway pavement
روسازی باند (فرودگاه)
runway width
عرض باند (فرودگاه)
rupture
گسیختگی، شکستگی، بازشدگی، ترک، گسل، شکاف، نقض، پاره شدن، شکستن، قطع شدن، گسیختن
rupture limit
حد گسیختگی
rupture load
بار گسیختگی
rupture member
عضو گسیختنی
rupture modulus
ضریب گسیختگی
rural a/
برونشهری، خارج شهر، روستایی، (مربوط به) روستا، (مربوط به) حومه، محلی، ولایتی، شهرستانی
rural area
منطقه برون شهری، منطقه روستایی
rural development
توسعه برون شهری، توسعه روستایی
rural district
ناحیه برون شهری، منطقه برون شهری، ناحیه روستایی، بخش روستایی
صفحه 828 از 1111