در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

routing

مسیریابی، تعیین مسیر، مسیرگزینی

row

ردیف، صف، قطار، راسته

royal

(مربوط به) شاه، سلطنتی، باشکوه، شکوهمند، مجلل

royalty

قلمرو پادشاهی، قلمرو سلطنت، سلطنت، حق تألیف، حق اثر، حق امتیاز، شکوه، جلال

rub

مالیدن، ساییدن، ساییده شدن، کشیده شدن

rubble

قلوه‌سنگ، خرده‌سنگ، لاشه‌سنگ

rubble work

سنگچین لاشه‌ای، بنایی با سنگ لاشه

صفحه  826  از  1111