در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

rock

سنگ، صخره، تخته‌سنگ، ریگ، قلوه‌سنگ (در آمریکا)، لرزیدن، به جنبش درآمدن، تکان دادن، جنباندن

rock fill

خاکریز سنگی، سنگریز، پشته سنگریز

rock toe

سنگچین پایاب، سنگچین پنجه (سد)

rocker

اسبک سوپاپ، اهرم فشارنده، غلتانک، چوب قوسی، صندلی گهواره‌ای، کلید برق

rocky

پر از سنگ، سنگلاخ، سنگی، ناهموار، سفت، سخت

صفحه  819  از  1111