در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

rigid

خشک، سفت، سخت، انعطاف‌ناپذیر، صلب، محکم، استوار، ثابت، جدی، سختگیر، مقرراتی

rim

لبه، دوره، حاشیه، کناره، زهوار،‌ دیواره، طوقه (چرخ)، لبه‌دار کردن، حاشیه کشیدن دور چیزی

rime

یخ‌بست، برفک، شبنم یخ‌زده

ring

حلقه، انگشتر، گروه، محفل، دایره، شبکه، دسته، زنگ، طنین، حلقه زدن، احاطه کردن، زنگ زدن، صدا کردن، به صدا در آوردن، تلفن کردن، تلفن زدن

ring road

راه کمربندی، جاده کمربندی

« ۸۰۰  ۸۰۱  ۸۰۲ ۸۰۳ »
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۸۰۲ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰