در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

revaluation

ارزیابی مجدد، ترمیم ارزش پول، ترقی، افزایش ارزش

revenue

درآمد، عایدی، درآمد دولت

reverberation

انعکاس، بازتاب، بازگشت، طنین، پژواک، پیامد، نتیجه

reversal

عکس، صورت عکس، معکوس، نقض، ضد، خلاف، وارونه، تغییر

reverse

مخالف، مغایر، متناقض، معکوس، برعکس، متضاد، واژگون، وارونه، نقطه مقابل، دنده عقب، دور زدن با دنده عقب، برعکس کردن، معکوس کردن، با دنده عقب بردن، عقب گذاشتن، تغییر دادن، عوض کردن، معکوس کار کردن (موتور)

reversible

قابل برگشت، برگشت‌پذیر، قابل تغییر

reversible lane

خط عبوری دوجهته، خط عبوری دوسویه، خط کمکی دوسویه، خط عبوری قابل برگشت

reversing

دنده عقب، حرکت به سمت عقب، گردش به سمت معکوس

revetment

پوشش، روکش (ساختمان، خاکریز)

review

بازبینی، بازنگری، تجدیدنظر، بازدید، مرور، دوره، بررسی، مطالعه، گزارش، معرفی، بازاندیشی کردن، بازبینی کردن، وارسی کردن، تجدید نظر کردن، مرور کردن، بررسی کردن

revitalization

احیا، تجدید حیات، رونق‌بخشی، بهبود، تقویت

صفحه  798  از  1111