در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

retroreflector

سطح یا دستگاهی که پرتوهای تابیده شده به آن را به منبع تابش بازتاب می‌دهد.

return

برگشت، بازگشت، مراجعت، رسیدن، رفتن، آمدن، ارسال، استرداد، عودت، گزارش، اظهارنامه، سود، بازده، بهره، کارکرد، عایدی، بلیط رفت‌وبرگشت، بلیط دوسره، برگشتن، بازگشتن، مراجعت کردن، دوباره ظاهر شدن، برگرداندن، باز پس فرستادن، مسترد داشتن، تلاقی کردن، جبران کردن، گزارش کردن، ...

reusable a/

چند بار مصرف، قابل استفاده مجدد، قابل مصرف مجدد

reuse

استفاده مجدد، مصرف مجدد، دوباره استفاده کردن، دوباره مصرف کردن، دوباره به کار بردن

reused

سنگفرش دوباره مصرف شده

revaluate

ارزیابی مجدد کردن، مجدداً برآورد قیمت کردن

« ۷۹۵  ۷۹۶  ۷۹۷ ۷۹۸ »
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۹۷ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰