در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

restrict

محدود کردن، منحصر کردن، محدودیت ایجاد کردن، محدودیت قایل شدن، حد قایل شدن، مانع ایجاد کردن

restricted a/

محدود، کنترل‌شده، کوچک، محقر، (منطقه) تحت نظارت، (منطقه) کنترل‌شده، ممنوع، ممنوعه

restricted zone

ناحیه محدودشده، ناحیه ممنوعه، منطقه منع عبورومرور

restriction

محدودیت، تحدید، نظارت، کنترل، قیدوبند، مانع

restructure

سازمان تازه دادن، دوباره سازمان دادن، ساختار را تغییر دادن، دگرگون کردن

« ۷۹۲  ۷۹۳  ۷۹۴ ۷۹۵ »
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۹۴ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰