در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

residual

باقیمانده، ته‌مانده، پسمانده، مانده، مازاد

residue

تفاله، ته‌مانده، پسمانده، باقیمانده، مازاد

resilience

کشسانی، برجهندگی، بازگشت (مصالح)

resilient

فنری، ارتجاعی، کشسان، برجهنده، برگشت‌پذیر

صفحه  790  از  1111