در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
average output
تولید متوسط
average overall travel speed
میانگین کل سرعت سفر
average pressure
فشار متوسط
average quality oil
نفت نوع متوسط
average queue length
میانگین طول صف
average rate of flow
میانگین نرخ جریان
average sample
نمونه متوسط
average saturation
اشباع متوسط
average space headway
متوسط مکانی (بین وسایل نقلیه)
average speed
سرعت متوسط
average spot speed
میانگین سرعت نقطهای
average time headway
متوسط زمانی (بین وسایل نقلیه)
average traffic
متوسط ترافیک، میانگین رفت و آمد
average trip time
متوسط زمان سفر
average weekday traffic (annual)
متوسط ترافیک روزهای کاری (روزهای غیرتعطیل) در سال
average weekly flow(annual)
متوسط جریان هفتگی در سال
average weight
وزن متوسط
aviation
هوانوردی، (صنعت) هواپیماسازی
aviatrix
خلبان، هوانورد (زن)
awakening of consciousness
به هوش آمدن
award
اعطا کردن، اهدا کردن، مقرر داشتن، تعیین کردن، جایزه، پاداش
awardee (contract)
برنده قرارداد
awarding authority [construction]
کارفرما
awarding of contract
واگذاری پیمان، اعطای قرارداد
صفحه 79 از 1111