در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

reservation

حفظ، نگهداری، رزرواسیون، رزرو جا، ملاحظه، قید، شرط، جزیره میانی (در بریتانیا)

reserve

ذخیره، اندوخته، یدکی، منطقه حفاظت‌شده، قرارگاه، محل اسکان، ملاحظه، قید، شرط، ذخیره کردن، اندوختن، حفظ کردن، کنارگذاشتن، نگه داشتن، رزرو کردن، جا نگه داشتن

reserved a/

مختص، مخصوص، ویژه، ذخیره شده، احتیاطی، اندوخته، رزرو شده، از قبل گرفته شده

صفحه  788  از  1111