در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

repay

پس دادن، بازپرداختن، بازپرداخت کردن، برگرداندن، جبران کردن، تلافی کردن

repayment

بازپرداخت، پاداش، جبران، قسط

repeat

تکرار کردن، دوباره انجام دادن، بازگو کردن، دوباره گفتن، تأکید کردن، تکرار شدن

repeatable

قابل تکرار، تکرار کردنی، تکرار شدنی

repeated

مکرر، پیاپی، پی‌درپی، پشت سرهم

repeater

تکرارکننده، ساعت زنگ‌دار، دستگاه رله، دستگاه تقویت‌کننده (برق)

replace

سر جای خود برگرداندن، جایگزین شدن، جایگزین کردن، جانشین کردن، عوض کردن

replacement

تعویض، جایگزینی، جانشینی، جانشین، جایگزین، عوض

reply

جواب، پاسخ، جواب دادن، پاسخ دادن

report

گزارش، شرح، خبر، گزارش دادن، شرح دادن، مراجعه کردن، اطلاع دادن، خبر دادن، اعلام کردن

«‹ ۷۸۳  ۷۸۴  ۷۸۵ ۷۸۶ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۸۵ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰