در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

regulatory

تنظیم‌کننده، منظم‌کننده، کنتر‌ل‌کننده، نظم‌دهنده، ناظر (شخص)، نظارتی (تمهیدات، شرایط)

rehabilitate

توان بخشیدن، به وضع اول برگرداندن، ترمیم کردن، مرمت کردن، نوسازی کردن، تعمیر کردن

rehabilitation

توان‌بخشی، مرمت، تعمیر، نوسازی، ترمیم

reimburse

بازپرداختن، پس دادن، مسترد کردن، برگرداندن، زیان را جبران کردن

reinforce

تقویت کردن، مسلح کردن، جوش‌دار کردن، استحکام بخشیدن، مستحکم کردن

reinforcement

تقویت، فولادگذاری، میلگردگذاری (بتن)، استحکام، آرماتور

صفحه  779  از  1111