در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

refurbish

تعمیر کردن، مرمت کردن، بهتر کردن، تقویت کردن، تکمیل کردن

refusal

رد، امتناع، خودداری، ابا، استنکاف، اولویت خرید، حق تقدم، حق خرید

refusal to accept

امتناع از دریافت، امتناع از پذیرش، نکول (برات)

refusal to give way

راه ندادن، نپذیرفتن حق تقدم طرف مقابل، امتناع کردن از رعایت حق تقدم

refuse

ضایعات، زباله، آشغال، فضولات، پس‌مانده، تفاله، جواب رد دادن، رد کردن، حاشا کردن، امتناع کردن، خودداری کردن، استنکاف ورزیدن

regenerate

حیات تازه‌یافته، نوشده، از نو شکوفا شده، احیا شده، جان تازه بخشیدن، احیا کردن، دوباره زنده کردن، اصلاح کردن، بهتر کردن، اصلاح شدن، بهتر شدن، دوباره رشد کردن، دوباره روییدن

region

منطقه، ناحیه، حوزه، قلمرو

regional

منطقه‌ای، ناحیه‌ای، محلی، ولایتی

«‹ ۷۷۴  ۷۷۵  ۷۷۶ ۷۷۷ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۷۶ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰