در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

referendum

همه‌پرسی، رفراندوم، مراجعه به آرای عمومی

refine

تصفیه‌کردن، پالودن، پالایش کردن، بهتر کردن، بهبود بخشیدن، اصلاح کردن

refinery

پالایشگاه، تصفیه‌خانه

reflect

منعکس کردن، بازتاباندن، برگرداندن، نشان دادن، نشان‌دهنده بودن، حکایت داشتن، بازنمودن، اندیشیدن، فکر کردن، تأمل کردن

reflection

انعکاس، بازتاب، تصویر، عکس، تأمل، تفکر، اندیشه، شرح، گزارش

reflective a/

منعکس‌کننده، بازتابنده، بازتابی، انعکاسی، فکور، متفکر، متفکرانه، فکورانه، تأمل‌آمیز

صفحه  774  از  1111