در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

recourse

کمک، حمایت، توسل، کمک‌گیری

recover

بازیافتن، دوباره به دست آوردن، پیدا کردن، بیرون آوردن، کشف کردن، بازپس گرفتن، جدا کردن، بهبود یافتن، خوب شدن، به وضع عادی برگشتن

recoverable

جبران‌پذیر، قابل جبران، بازیافتنی، وصول‌شدنی، قابل استرداد، قابل وصول

recovery

بازیابی، بازیافت، پیدا شدن، کشف دوباره، بهبود، بهبودی، بهتر شدن، تجدید قوا، جبران

recreate

بازآفرینی کردن، بازسازی کردن، از نو ساختن، احیا کردن

recreation

بازسازی، بازآفرینی، احیا، سرگرمی، تفریح، تجدید قوا، استراحت

recrudescent

تکرارشونده، بازگشتنی، عودکننده

recruit

سرباز جدید، عضو جدید، سربازگیری کردن، به خدمت فراخواندن، نیروی تازه جذب کردن، استخدام کردن، به کار گماشتن، تجدید قوا کردن، بازیافتن (سلامتی)

recruitment

عضوگیری، سربازگیری، استخدام، جذب نیرو

rectangle

مستطیل، مستطیل شکل، راست‌گوشه

rectangular a/

مستطیل شکل، مستطیل، مستطیلی، راست‌گوشه

rectify

تصحیح کردن، اصلاح کردن، درست کردن، رفع کردن، تصفیه کردن، پالودن، یک‌سو کردن (جریان برق)

«‹ ۷۶۸  ۷۶۹  ۷۷۰ ۷۷۱ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۷۰ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰