در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

reckless

متهور، بی‌باک، بی‌پروا، بی‌احتیاط، بی‌فکر، بی‌ملاحظه، بی‌محابا، بی‌توجه، عجول، شتابزده، متهورانه، بی‌باکانه، عجولانه، باشتاب

reckless driver

راننده بی‌احتیاط، راننده بی‌پروا، راننده بی‌مسؤولیت

reckless driving

رانندگی بی‌احتیاط، رانندگی بی‌دقت، رانندگی بی‌ملاحظه

reclaim

بازیافتن، دوباره به دست آوردن، پس گرفتن، درخواست استرداد کردن، آباد کردن، ‌احیا کردن، بازسازی کردن (زمین)، اصلاح کردن، دوباره استخراج کردن، بازیابی کردن، دوباره جدا کردن

recline

دراز کشیدن، تکیه دادن، لم دادن، عقب خوابیدن، عقب رفتن، عقب خواباندن، عقب بردن (صندلی)

recognition

تشخیص، شناسایی، بازشناسی، تصدیق، تأیید

recognize

شناختن، به جا آوردن،‌ بازشناختن، تشخیص دادن، تأیید کردن، تصدیق کردن، اذعان کردن، قبول داشتن، وقوف یافتن، دریافتن

recommend

مناسب دانستن، شایسته دانستن، توصیه کردن، پیشنهاد کردن، سفارش کردن، معرفی کردن، صلاح دانستن، توصیه کردن، قابل قبول ساختن

recommendation

سفارش، توصیه، پیشنهاد، معرفی، توصیه‌نامه، معرفی‌نامه، امتیاز، مزیت

reconnaissance

شناسایی مقدماتی، اکتشاف، گشت اکتشافی، اکتشافی، (مربوط به) اکتشاف، بازدید مقدماتی، شناسایی کردن

«‹ ۷۶۶  ۷۶۷  ۷۶۸ ۷۶۹ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۶۸ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰