در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

rearward

قسمت عقب، عقب، پشت، منتهی‌الیه

rebound

برجهندگی، برگشت، برگشتن، کمانه کردن، نتیجه عکس دادن

receipt

دریافت، وصول، قبض، رسید، اعلام وصول کردن، پای (صورت‌حساب و ...) را امضا کردن، مهر دریافت (شد) زدن

receive

دریافت کردن، گرفتن، وصول کردن، استقبال کردن، پذیرایی کردن، برخورد کردن، تلقی کردن، عکس‌العمل نشان دادن

received

پذیرفته شده، مورد قبول، مقبول، متداول، معمول

receiver

گیرنده، دریافت‌کننده، وصول‌کننده، گوشی (تلفن)، (دستگاه) رادیو، تلویزیون

recent

تازه، جدید، نوظهور، اخیر، متأخر

recently

به تازگی، اخیراً، در این اواخر، تازگی‌ها

reception

پذیرایی، پذیرش، قبول، استقبال، بخش پذیرش، دریافت (رادیو، تلویزیون)

recess

گودی، عقب‌رفتگی، تورفتگی، کاو دیوار، تاقچه، محفظه، جای خالی، گوشه، کنار، عقب‌تر ساختن (پنجره و ...)، عقب بردن، تورفتگی ایجاد کردن، تاقچه‌دار کردن (دیوار)

recharge

دوباره شارژ کردن، دوباره پر کردن

recidivist

مجرم سابقه‌دار، تکرارکننده تخلف

recirculation

گردش مجدد، انتشار مجدد، دوباره به جریان انداختن

صفحه  767  از  1111