در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

rain (supercooled)

بارش به صورت مایع در دمای پایین‌تر از نقطه انجماد

rainfall

بارش باران، میزان بارندگی

rainfall (annual)

میزان بارش باران سالانه، میزان بارندگی سالانه

rainy

بارانی، پرباران، باران‌زا، باران‌خیز

raise

بالا بردن، بلند کردن، بیرون آوردن، بالا آوردن، بالا کشیدن، برافراشتن، به هوا بلند کردن (گردوخاک)، افزایش دادن، اضافه کردن، پدید آوردن، ایجاد کردن، پیش‌آوردن، مطرح کردن، پرورش دادن، تولید کردن

raised

بالا آمده، برجسته، برآمده

raised junction

تقاطع بالا آمده، تقاطع برجسته، تقاطع مرتفع

raised kerb

جدول مرتفع، جدول بالا آمده (نسبت به سطح خیابان)

«‹ ۷۵۶  ۷۵۷  ۷۵۸ ۷۵۹ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۵۸ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰