در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
radar
رادار، راداری، (مربوط به) رادار
radar (collision warning)
رادار هشداردهنده، تصادم
radar (speed)
رادار سرعتسنج
radar gun
رادار دستی، رادار تفنگی
radar speed control
کنترل سرعت به وسیله رادار
radar speed meter
رادار سرعتسنج
radial
شعاعی، پرتوی، ستارهای
radial flow
جریان شعاعی (هیدرولیک)
radial road
راه شعاعی
radial shrinkage
انقباض شعاعی (چوب)
radial stress
تنش شعاعی (سازه)
radial tyre
لاستیک رادیال
radial – ply tyre
لاستیک رادیال
radian
رادیان
radiant
تابان، تابنده، تشعشع، تابناک، درخشنده، درخشان، پر تلألؤ، باطراوت، بشاش، تابشی (فیزیک)
radiant efficiency [lighting]
بازده تابشی [روشنایی]
radiant flux
میزان جریان انرژی تابشی
radiant intensity
شدت تابش، شدت تشعشع
radiant noise
پارازیت تابشی، پارازیت تشعشعی
radiant power
میزان انرژی تابشی
radiate
پراکندن، ساطع کردن، تاباندن، بیرون دادن، پخش کردن، تابیدن، ساطع شدن، پخش شدن
radiation
تشعشع، تابش، انرژی تابشی، پرتو، پرتوافکنی، اشعه، برداشت شعاعی (نقشهبرداری)
radiation (heat)
تشعشع گرمایی، تابش حرارتی
radiation (monochromatic)
تشعشع تکرنگ، تابش تکفام
صفحه 754 از 1111