در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

quarter

ربع، یک چهارم، چهار یک، پانزده دقیقه، فصل، سه ماه، جهت، سو، سمت، منطقه، ناحیه، محله، کوی، گروه، حمایت، چهار قسمت کردن، اسکان دادن، منزل دادن

quay

اسکله، بارانداز

quench

خاموش کردن (آتش، شعله)، آب ریختن، رفع کردن، فرونشاندن، زایل کردن، سرد کردن، در آب فرو بردن

question

پرسش، سوال، مسأله، موضوع، قضیه، امر، تردید، شک، سوال کردن، پرسیدن، جویا شدن، بازجویی کردن، مورد تردید قرار دادن، تردید کردن، شک داشتن، شک کردن، زیر سوال بردن

questionnaire (roadside)

پرسش‌نامه (ارایه شده) در حاشیه راه (به رانندگان و مسافرین)

queue

صف، ردیف، صف بستن

quick

چابک، فرز، پرشتاب، تند، فوری، حساس، زود، فوراً، به سرعت، بلافاصله، بی‌درنگ

صفحه  752  از  1111