در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

qualify

صلاحیت پیدا کردن، واجد شرایط بودن، واجد شرایط شدن، صلاحیت داشتن، دوره آموزشی را طی کردن، واجد شرایط کردن، تربیت کردن، محدود کردن، تعدیل کردن (نظر، عقیده)

quality

کیفیت، چگونگی، ویژگی، خاصیت، خصوصیت، خصیصه، صفت، دارای کیفیت بالا، درجه یک

quality (riding)

کیفیت سواری، کیفیت راندن، کیفیت رانندگی

صفحه  750  از  1111