در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
pump (petrol)
پمپ بنزین
pump (water)
پمپ آب
pumping
پمپاژ، تلمبهزنی
pumping station
ایستگاه پمپاژ، تلمبهخانه
punch
سوراخکن، دستگاه پانچ، منگنه، سوراخ کردن، پانچ کردن
punched card
کارت پانچ
punched tape
نوار پانچشده، نوار سوراخشده
puncture
پنچری، سوراخ، سوراخشدگی، سوراخ کردن، پنچر کردن، سوراخ شدن، پنچر شدن
punish
مجازات کردن، کیفر دادن، به مجازات رساندن، تنبیه کردن، آزار دادن، آزار رساندن
punishment
مجازات، کیفر، جزا، تنبیه، جریمه، صدمه، خسارت
pupil [eye]
مردمک [چشم]
pupil [student]
دانشآموز، محصل، شاگرد
purchase
خرید، ابتیاع، خریدن، خریداری کردن، کسب کردن، به دست آوردن، حاصل کردن
purchase (compulsory land)
خرید اجباری زمین، تملک اجباری زمین
purchase (compulsory)
خرید اجباری
purchase (hire)
به اقساط (خریدن، پرداختن)، اجاره به شرط تملیک
purchase (land)
خرید زمین، تملک زمین
purchase (lump sum)
خرید به قیمت مقطوع، خرید به قیمت مقاطعهای
purchase act (compulsory)
قانون خرید اجباری
purchase notice (compulsory)
اطلاعیه (اخطار) خرید اجباری
purchase of vehicle
خرید وسیله نقلیه
purchase order
سفارش خرید، دستور خرید
purchase order (compulsory)
سفارش خرید اجباری
purchase price
قیمت خرید
صفحه 748 از 1111