در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

punch

سوراخ‌کن، دستگاه پانچ، منگنه، سوراخ کردن، پانچ کردن

punched tape

نوار پانچ‌شده، نوار سوراخ‌شده

puncture

پنچری، سوراخ، سوراخ‌شدگی، سوراخ کردن، پنچر کردن، سوراخ شدن، پنچر شدن

punish

مجازات کردن، کیفر دادن، به مجازات رساندن، تنبیه کردن، آزار دادن، آزار رساندن

punishment

مجازات،‌ کیفر، جزا، تنبیه، جریمه، صدمه، خسارت

purchase

خرید، ابتیاع، خریدن، خریداری کردن، کسب کردن، به دست آوردن، حاصل کردن

purchase (hire)

به اقساط (خریدن، پرداختن)، اجاره به شرط تملیک

صفحه  748  از  1111