در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

provision

تهیه، تدارک، آماده‌سازی، فراهم‌سازی، تأمین، پیش‌بینی‌های لازم، اقدامات لازم، شرط، قید، قرار (قرارداد یا قانون)

proximity

مجاورت، نزدیکی، همسایگی، همجواری

prune

هرس کردن، زدن، کندن

pub

رستوران، کافه

public

عمومی، دولتی، همگانی، (مربوط به) مردم، (مربوط به) عامه مردم، (مربوط به) دولت، علنی، آشکار، مردم، جامعه، عموم مردم، جماعت، گروه

صفحه  744  از  1111