در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

procession

دسته، هیأت، صف، جمعیت، رژه

procure

به دست آوردن، پیدا کردن، تهیه کردن، فراهم کردن، فراهم آوردن

produce

محصول، محصولات، فرآورده، فرآورده‌ها، تولیدات، تولید کردن، ساختن،‌ درست کردن، عمل آوردن، انجام دادن، آماده کردن، تهیه کردن، خلق کردن، پدید آوردن، موجب شدن، باعث شدن،‌ عرضه کردن،‌ ارایه کردن، نشان دادن، محصول دادن، حاصل دادن

producer

تولیدکننده، سازنده، پدیدآورنده، تهیه‌کننده، تولیدی، مولد

product

محصول، فرآورده‌، تولید، کالا، جنس،‌ اجناس، نتیجه، حاصل، ثمره، دستاورد، حاصلضرب (ریاضی)، ماده به دست آمده

صفحه  734  از  1111