در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
pressure level (sound)
سطح فشار صوتی، تراز فشار صوت
pressuremeter modulus
مدول فشارسنجی، مدول مقاومتسنجی (خاک)
pressurize
مجبور کردن، وادار کردن، واداشتن
pressurized sprayer
افشانه فشاری
prestation
پرداخت هزینه، مالیات و ... در ازای دریافت خدمت
prestressed a/
پیشتنیده
prestressed beam
تیر پیشتنیده
prestressed concrete
بتن پیشتنیده
prestressed concrete bridge
پل بتنی پیشتنیده
prestressed concrete structure
سازه بتنی پیشتنیده
prestressing
پیشتنیدگی
prestressing cable
کابل پیشتنیدگی
prestressing steel
فولاد پیشتنیده
pretensioning
پیشکشیدگی (بتن مسلح)
pretreatment
بهسازی مقدماتی، ترمیم اولیه
prevail
غالب بودن، غلبه داشتن، فراگیر بودن، رواج داشتن، متداول بودن، غالب بودن، غالب آمدن، غلبه کردن
prevailing
غالب، رایج، شایع، متداول، فراگیر، حاکم، همیشگی (باد)
prevailing roadway conditions
شرایط غالب راه
prevailing traffic conditions
شرایط غالب ترافیک
prevailing wind
باد غالب، باد همیشگی
prevent
جلوگیری کردن، پیشگیری کردن، مانع شدن، متوقف کردن، ممانعت کردن
prevention
پیشگیری، جلوگیری، ممانعت، منع
prevention (accident)
پیشگیری از تصادف
prevention campaign
فعالیت پیشگیرانه، فعالیت سازمانیافته به منظور پیشگیری
صفحه 726 از 1111