در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

preservative

پوشش محافظ (فلز)، ماده محافظ (چوب)

preserve

محافظت کردن، حفاظت کردن، نگهداری کردن، حفظ کردن، محفوظ نگه‌داشتن

preset

از پیش‌ تنظیم کردن

press

فشار، دستگاه فشار، ماشین چاپ، مطبوعات، پخش اخبار، مطبوعاتی، پوشش خبری، مؤسسه انتشارات، نشر، انتشارات، فشار دادن، فشردن، فشار آوردن، مجبور کردن، تأکید کردن، تکثیر کردن

pressure

فشار، میزان فشار، باد (لاستیک، اتومبیل)، مجبور کردن، وادار کردن، واداشتن

«‹ ۷۲۳  ۷۲۴  ۷۲۵ ۷۲۶ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۲۵ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰