در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

power feed

تغذیه الکتریکی، تأمین نیرو

practicability

قابلیت اجرا، قابلیت کاربرد، عملی بودن، قابل اجرا بودن، قابلیت تردد، قابل عبورومرور بودن (جاده)

practicable

عملی، شدنی، ممکن، قابل اجرا، قابل عبورومرور، قابل تردد (جاده)، مناسب خوب

practical

عملی، مناسب، مفید، واقعی، حقیقی‌، اصلی

«‹ ۷۱۸  ۷۱۹  ۷۲۰ ۷۲۱ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۲۰ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰