در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

plant

ماشین‌آلات، ماشین، دستگاه، کارخانه، گیاه، نبات، (مربوط به) گیاهان، (مربوط به) نباتات، گیاهی، نصب کردن (دستگاه)، گذاشتن، مستقر کردن، گماشتن، تأسیس کردن، بنیاد نهادن، پدید آوردن، ایجاد کردن، کاشتن، درختکاری کردن

plant mix

مخلوط کارخانه‌ای (آسفالت، بتن)

صفحه  703  از  1111