در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

placement

جایگذاری، ترتیب، جایابی، تعیین جا، کاریابی

placing

مرتبه، مقام، جایگاه، موقعیت، وضعیت، ریختن (بتن، ملات)، بتن‌ریزی، قرار دادن، جاگذاری، گذاشتن

plain

روشن، آشکار، مشهود، واضح، مشخص، آسان، ساده، معمولی، دشت، جلگه

plan

نقشه، برنامه، طرح،‌ پروژه، نقشه کف، پلان، طرح ریختن، نقشه کشیدن، قصد داشتن، خواستن، برنامه ریختن، پیش‌بینی کردن، تدارک دیدن، تمهید چیدن

«‹ ۶۹۶  ۶۹۷  ۶۹۸ ۶۹۹ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۶۹۸ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰